سخنرانی حجت الاسلام شریفی بمناسبت ولادت امام هادی ع خانم سیفیان مورخه ۱۴۰۵/۳/۱۰
آیا برای انجام سجده واجب قرآن کریم، داشتن وضو، غسل و یا تیمّم لازم است؟
فتوای آیات عظام (خامنهای، سیستانی و مکارم): خیر؛ برای انجام سجده واجب قرآن کریم، داشتن وضو، غسل یا تیمّم واجب و لازم نمیباشد.
منابع: رساله نماز و روزه رهبر شهید انقلاب (امام خامنهای)، مسئله ۲۸۶، توضیح المسائل جامع آیتالله سیستانی، جلد۱، مسئله ۱۴۲۹، توضیح المسائل آیتالله مکارم، مسئله ۹۸۳
حضرت امام علی النقی علیه السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال 212 ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی اش حضرت جواد علیه السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ میباشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفتهاند.
آن بزرگوار در سال 220 و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت 33 سال رهبری اهل ایمان را عهده دار بود. امام هادی علیه السلام دوران امامت خویش را با خلفاء ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد. عصر امام هادى (عليه السلام ) شخصى بنام عبدالرحمن ساكن اصفهان و پيرو مذهب تشيع بود (با توجه به اينكه در آن زمان ، شيعه در اصفهان كم بود)
از عبدالرحمن پرسيدند چرا تو امامت امام هادى (عليه السلام ) را پذيرفتى نه غير او را.
در پاسخ گفت : من فقير بودم ولى در جرات و سخن گفتن قوى بودم ، در سالى همراه جمعى از اصفهانيها به عنوان اينكه به ما ظلم مى شود براى شكايت به شهر سامره نزد متوكل (دهمين خليفه مقتدر عباسى ) رفتيم ، كنار در قلعه متوكل منتظر اجازه ورود بوديم ، ناگهان شنيدم كه متوكل دستور احضار امام هادى (عليه السلام ) را داده تا او را به قتل برساند.
من به بعضى از حاضران گفتم : اين كيست كه فرمان به احضار او و سپس اعدام او داده شده است ؟ در جواب گفت : اين كسى است كه رافضى ها (شيعه ها) او را امام خود مى دانند، من تصميم گرفتم در آنجا بمانم تا ببينم كار به كجا مى كشد.
بعد از ساعتى ديدم امام هادى سوار بر اسب آمدند، مردم تا او را ديدند در طرف راست و چپ اسب او براه افتادند، همين كه چشمم به امام هادى خورد محبتش بر دلم جاى گرفت ، دعا كردم كه خداوند وجود نازنين امام هادى (عليه السلام ) را از شر متوكل حفظ كند، همچنان ناراحت و نگران بودم و دعا مى كردم كه امام در ميان جمعيت به من رسيد و فرمود: خداوند دعايت را مستجاب مى كند، و مال و فرزند و عمرت زياد خواهد شد.
من از اينكه امام چنين از نهان خبر داد متحير شدم بطورى كه رنگم تغير كرد حاضران گفتند چه شده ؟ چرا چنين حيرت زده اى ؟ گفتم : خير اسعت ولى اصل ، ماجرا را به كسى نگفتم .
بعدا كه به اصفهان برگشتم كم كم بر مال و فرزندم افزوده شد و غنى شدم ، و اكنون بيش از هفتاد سال دارم اين بود علت تشيع من كه اين گونه به حقيقت رسيدم (مختار الخرايج و الجرائح ص 209 - بحار ط جديد ج 5 ص 141.)
برچسب:
نویسنده: حسین حبیبی