خرید بک لینک

درباره سایت

مقاله2986:جلوه‌هایی از حقوق بشر در ادعیه اسلامی

آخرین مطالب

امکانات وب

معارف

فرهنگی مذهبی

سخنرانی وتفسیرحجت الاسلام شریفی سوره یوسف مسجد علی ابن ابیطالب (جلسه دهم)   ۱۴۰۵/۳/۱۸  

سخنرانی وتفسیرحجت الاسلام شریفی سوره یوسف مسجد علی ابن ابیطالب (جلسه دهم)

۱۴۰۵/۳/۱۸

قَالُواْ يَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لِّنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِينَ (17یوسف)

گفتند: اى پدر ما رفتيم كه مسابقه دهيم و يوسف را نزد وسايل خود (تنها) گذاشتيم، پس گرگ او را خورد و البته تو سخن ما را هر چند راستگو باشيم باور ندارى.

وَجَآؤُوا عَلَي قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَي مَا تَصِفُونَ (18)

و پيراهن يوسف را آغشته به خونى دروغين (نزد پدر) آوردند. (پدر) گفت: چنين نيست بلكه نفسِتان كارى (بد) را براى شما آراسته است. پس (من را) صبرى جميل و نيكوست و خدا بر آنچه مى گوييد به كمك طلبيده مى شود

اول- دروغ، دروغ مى آورد. برادران براى توجيه خطاى خود، سه دروغ پى درپى گفتند:۱- مسابقه رفته بوديم، ۲-يوسف را نزد وسايل گذاشتيم، ۳- او را خورد. «نستبق، تركنا، فأكله الذئب»

دوم- دروغگو فراموش كار است. با وجود اين كه برادران، يوسف را براى بازى بردند؛ ولى در گزارش خود به پدر وى را مراقب اثاث خود اعلام كردند. «تركنا يوسف عند متاعنا»*

سوم- مسابقه در بازى، داراى سابقه اى طولانى است.«نستبق»

چهارم- خائن، ترسو است ودروغگو از افشا شدن مى ترسد. «ما أنت بمؤمن لنا و لو كنّا صادقين»

دروغگو اصرار دارد كه مردم او را صادق بپندارند. «و ما انت بمؤمن لنا و لو كنّا صادقين»*

پنجم سؤال: صبر بر مقدرات الهى زيباست، ولى صبر بر ظلمى كه در حقّ كودكى مظلوم روا شده، چه زيبايى دارد كه يعقوب مى گويد: «فصبر جميل»؟

پاسخ: اولاً يعقوب از طريق وحى مى دانست كه يوسف زنده است.

ثانياً اگر يعقوب حركتى مى كرد كه ظن و گمان آنها را بيافزايد، برادران بر سر چاه رفته، يوسف را از بين مى بردند.

ثالثاً نبايد كارى كرد كه راه توبه حتّى بر ظالمان به كلّى بسته

ششم- مراقب جوسازى ها باشيد. «بدمٍ كذب»

هفتم- فريب مظلوم نمايى ها را نخوريد. (يعقوب، فريب پيراهن خون آلود و اشك ها را نخورد بلكه گفت: امان از نفس شما.) «بل سولت لكم انفسكم»

هشتم- شيطان و نفس، گناه را نزد انسان زيبا جلوه مى دهند و انجام آن را توجيه مى كنند. «سوّلت لكم انفسكم»

اما از آنجا که دروغگو حافظه ندارد، و از آنجا که یک واقعه حقیقى پیوندهاى گوناگونى با کیفیت ها و مسائل اطراف خود دارد ـ که کمتر مى توان همه آنها را در تنظیم دروغین آن منظم ساخت ـ برادران از این نکته غافل بودند که لااقل پیراهن یوسف را از چند جا پاره کنند تا دلیل حمله گرگ باشد، آنها پیراهن برادر را که صاف و سالم از تن او بیرون آورده بودند خون آلود کرده نزد پدر آوردند، پدر هوشیار و پر تجربه همین که چشمش بر آن پیراهن افتاد، همه چیز را فهمیده گفت: شما دروغ مى گوئید:

در بعضى از روایات مى خوانیم: او پیراهن را گرفت و پشت رو کرد و صدا زد: پس چرا جاى دندان و چنگال گرگ در آن نیست

این چه گرگ مهربانى بوده که فرزندم را خورده ولى به پیراهنش کمترین آسیبى نرسانده است، سپس بى هوش شد، و بسان یک قطعه چوب خشک به روى زمین افتاد.

نهم- يعقوب عليه السلام مى دانست يوسف را گرگ نخورده، لذا از برادران استخوان ويا بقاياى جسد را مطالبه نكرد. «بل سوّلت لكم انفسكم»*

تسویل نفس

جمله سَوَّلْتَ از ماده تسویل به معنى تزیین مى باشد، گاهى آن را به معنى ترغیب و گاهى به معنى وسوسه کردن تفسیر کرده اند، که تقریباً همه به یک معنى باز مى گردد، یعنى هواهاى نفسانى شما این کار را براى شما زینت داد.

اشاره به این که: هنگامى که هوس هاى سرکش بر روح و فکر انسان چیره مى شود، زشت ترین جنایات، همچون کشتن یا تبعید برادر را در نظر انسان آن چنان زینت مى دهد که آن را امرى مقدس و ضرورى، تصور مى کند،

دهم- حوادث دو چهره دارد: بلا و سختى، «بدم كذب» صبر و زيبائى. «فصبر جميل»*

یازدهم- انبياى الهى در برابر حوادث سخت، زيباترين عكس العمل را نشان مى دهند. «فصبر جميل»*

دوازدهم- در حوادث بايد علاوه بر صبر وتوانايى درونى، از امدادهاى الهى استمداد جست. «فصبر جميل واللَّه المستعان»

براى صبر بايد از خداوند استمداد كرد. «فصبر جميل و اللّه المستعان»*

در روایتى مى خوانیم: با خدا چنین مناجات کرد: أَللّهُمَّ یا مُونِسَ کُلِّ غَرِیْب وَ یا صاحِبَ کُلِّ وَحِیْد وَ یا مَلْجَأَ کُلِّ خائِف وَ یا 9 کُلِّ کُرْبَة وَ یا عالِمَ کُلِّ نَجْوى وَ یا مُنْتَهى کُلِّ شَکْوى وَ یا حاضِرَ کُلِّ مَلاَء یا حَىُّ یا قَیُّومُ أَسْئَلُکَ أَنْ تَقْذِفَ رَجائِکَ فِى قَلْبِى حَتّى لایَکُونَ لِى هَمٌّ وَ لا شَغَلٌ غَیْرُک وَ أَنْ تَجْعَلَ لِى مِنْ أَمْرِى فَرَجاً وَ مَخْرَجاً إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدِیْرٌ...:

بار پروردگارا! اى آن که مونس هر غریب و یار تنهایانى، اى کسى که پناهگاه هر ترسان، و بر طرف کننده هر غم و اندوه، آگاه از هر نجوا، آخرین امید هر شکایت کننده، و حاضر در هر جمع و گروهى، اى حىّ و اى قیّوم! از تو مى خواهم امیدت را در قلب من بیفکنى، تا هیچ فکرى جز تو نداشته باشم، و از تو مى خواهم از این مشکل بزرگ، فرج و راه نجاتى، براى من فراهم کنى که تو بر هر چیز توانائى

سیزدهم- بهترين نوع صبر آن است كه عليرغم آنكه دل مى سوزد و اشك جارى مى شود، خدا فراموش نشود. «واللَّه المستعان»

چهاردهم- تحمّل توطئه فرزندان عليه برادر خود، سخت و درد آور است، لذا بايد از خدا براى تحمّل آن استمداد كرد. «و اللّه المستعان»*

پانزدهم- حضرت يعقوب با جمله ى «و اللّه المُستعان على ما تصفون» به جاى «على ما فعلتم»، به برادران فهماند كه مدّعاى آنان باور كردنى نيست. *

برچسب: نویسنده: حسین حبیبی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 17:50

صفحه بندی