خرید بک لینک

درباره سایت

مقاله2986:جلوه‌هایی از حقوق بشر در ادعیه اسلامی

آخرین مطالب

امکانات وب

معارف

فرهنگی مذهبی

سخنرانی وتفسیرحجت الاسلام شریفی سوره یوسف مسجد علی ابن ابیطالب (جلسه نهم)   ۱۴۰۵/۳/۱۱  

سخنرانی وتفسیرحجت الاسلام شریفی سوره یوسف مسجد علی ابن ابیطالب (جلسه نهم)

۱۴۰۵/۳/۱۱

فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ (15یوسف)

پس چون او را با خود بردند وهمگى تصميم گرفتند كه او را در مخفى گاه چاه قرار دهند (تصميم خود را عملى كردند) وما به او (در همان چاه) وحى كرديم كه در آينده آنها را از اين كارشان خبر خواهى داد در حالى كه آنها (تو را) نشناسند.

وَجَاؤُواْ أَبَاهُمْ عِشَاء يَبْكُونَ (16)

و (بعد از انجام نقشه خود) شب هنگام گريه كنان نزد پدرشان آمدند.

داستان بچاه انداختن

شیخ طبرسی (ره) نقل کرده که برخی گفته اند: این چاه در بیابان دور افتاده و بی آب و علفی بود و سرراه کاروانیان نبود و کاروانیانی هم که سر چاه آمده و یوسف را بیرون آوردند [مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۱۹-۲۲۰.]، راه گم کرده و بیراهه آمده بودند و به طور تصادفی از آن جا می‌گذشتند. در تفسیر روح البیان آمده است چاه مزبور در سه فرسخی کنعان قرار داشت که آن را شدّاد هنگام آباد کردن سرزمین اردن، حفر کرده بود و هفتاد ذرع یا بیش تر عمق داشت و مخروطی شکل هم بود یعنی دهانه آن تنگ و قعر آن فراخ بود ومعلوم نبود که چرا و به چه منظور آن را به این صورت حفر کرده بودند.

اول-از آنجا كه خداوند اراده كرده يوسف را حاكم كند، بايد دوره هايى را ببيند؛

در روایتى مى خوانیم: در این طوفان بلا که یوسف(علیه السلام) اشک مى ریخت، و یا به هنگامى که او را مى خواستند به چاه افکنند، ناگهان یوسف(علیه السلام) شروع به خندیدن کرد، برادران سخت در تعجب فرو رفتند که این چه جاى خنده است، گوئى برادر، مسأله را به شوخى گرفته است، بى خبر از این که تیره روزى در انتظار او است، او پرده از راز این خنده را برداشت و درس بزرگى به همه آموخت و گفت:

فراموش نمى کنم روزى به شما برادران نیرومند، با آن بازوان قوى و قدرت فوق العاده جسمانى نظر افکندم و خوشحال شدم، با خود گفتم: کسى که این همه یار و یاور نیرومند دارد، چه غمى از حوادث سخت خواهد داشت، آن روز بر شما تکیه کردم و به بازوان شما دل بستم.

اکنون، در چنگال شما گرفتارم و از شما، به شما پناه مى برم، و به من پناه نمى دهید، خدا شما را بر من مسلط ساخت تا این درس را بیاموزم که به غیر او ـ حتى به برادران ـ تکیه نکنم .

برده شود تا به بردگان رحم كند. به چاه و زندان افتد تا به زندانيان رحم كند.

همان گونه كه خداوند به پيامبرش مى فرم۹ايد: تو فقير و يتيم بودى تا فقير و يتيم را از خود نرانى. الم يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَي (6)

وَوَجَدَكَ ضَالّاً فَهَدَي (7)

وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَي (8)

فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ (9)

وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ (10)

(11ضحی)

آيا تو را يتيم نيافت، پس پناه داد و سامانت بخشيد.

و تو را سرگشته يافت، پس هدايت كرد.

و تو را تهى دست يافت و بى نياز كرد.

(حال كه چنين است) پس بر يتيم قهر و تندى مكن.

و سائل را از خود مران.

و نعمت پروردگارت را (براى سپاس) بازگو كن(ضحى، 6 تا

دوم-در قرآن چهار نوع گريه و اشك داريم؛

. ۱-اشك شوق: گروهى از مسيحيان با شنيدن آيات قرآن اشك مى ريختند. «وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَي الرَّسُولِ تَرَي أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ (83)

و (آن مسيحيان) هرگاه آياتى را كه بر پيامبر نازل شده مى شنوند، مى بينى كه چشمانشان از اينكه حقّ را شناخته اند از اشك لبريز مى شود ومى گويند: پروردگارا! ما ايمان آورديم، پس نام ما را در زمره ى گواهى دهندگان (به حقّ) بنويس.(مائده، 83 .)

۲-. اشك حزن و حسرت: مسلمانان عاشق همين كه از رسول اكرم صلى الله عليه وآله مى شنيدند كه امكانات براى جبهه رفتن نيست گريه مى كردند. «تفيض من الدمع حزناً الا يجدوا ما ينفقون»(توبه، 92.)

۳-. اشك خوف: همين كه آيات الهى براى اوليا تلاوت مى شد، گريه كنان به سجده مى افتادند، «خرّوا سُجدا وبُكيّاً»(مريم، 58 .)، «و يخِرّون للأذقان يبكون ويزيدهم خشوعاً»(اسراء، 109.)

۴-. اشك قلابى و ساختگى: همين آيه كه برادران يوسف گريه كنان نزد يعقوب آمدند كه گرگ يوسف را دريد. «يبكون»

سوم- اتّفاق نظر و اجماع گروهى از انسان ها، نشانه ى حقانيّت نيست. «اجمعوا ان يجعلوه فى غيابت الجبّ»

چهارم- زمانى وحى به يوسف عليه السلام آغاز شد كه وى از خانواده دور شد و مورد بى مهرى برادران قرار گرفت. «فلمّا ذهبوا به... اوحينا اليه»*

برچسب: نویسنده: حسین حبیبی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 17:50

صفحه بندی