حجت الاسلام شریفی تفسیر سوره یس مسجد علی ابن ابیطالب مورخه ۱۴۰۲/۱۰/۳
جلسه بیست'>بیست بیست چهارم
الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَي أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (65یس
آخرین سخن این که: گواهى اعضا مربوط به کفار و مجرمان است، و گرنه مؤمنان، حسابشان روشن است، لذا در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: لَیْسَتْ تَشْهَدُ الْجَوارِحُ عَلى مُؤْمِن إِنَّما تَشْهَدُ عَلى مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ کَلِمَةُ الْعَذابِ فَأَمّا الْمُؤْمِنُ فَیُعْطى کِتابُهُ بِیَمِینِهِ قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فَأَمّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لایُظْلَمُونَ فَتِیلاً:
اعضاى پیکر انسان بر ضد مؤمن گواهى نمى دهد، بلکه گواهى بر ضد کسى مى دهد که فرمان عذاب بر او مسلم شده، و اما مؤمن نامه اعمالش را به دست راست او مى دهند (و خودش آن را مى خواند) همان گونه که خداوند متعال فرموده: آنها که نامه اعمالشان، به دست راستشان داده شد (با سرفرازى و افتخار) نامه اعمال خود را مى خوانند و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد
وَلَوْ نَشَاء لَطَمَسْنَا عَلَي أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّي يُبْصِرُونَ (66)
و اگر بخواهيم فروغ ديدگانشان را محو مى كنيم، پس آنگاه كه در راه سبقت مى گيرند، چگونه خواهند ديد؟
وَلَوْ نَشَاء لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَي مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيّاً وَلَا يَرْجِعُونَ (67یس)
و اگر بخواهيم آنان را در جاى خود مسخ مى کنیم
(مجسمه های بی روح)که نتوانند براه خود ادامه بدهندوبرگردند
وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ (68)
و هر كه را طول عمر دهيم، او را در آفرينش واژگونه مى كنيم. (حافظه اش به فراموشى سپرده مى شود، قدرتش به ضعف مى گرايد و قامتش خم مى گردد) آيا تعقّل نمى كنند
۱- اين دو را ادامه آيات قبل در مورد عذاب كفّار در قيامت بدانيم، بيانگر ناتوانى كفّار در جستجوى راه بهشت و حيرت و سرگردانى آنها در صحراى محشر است. امّا اكثر مفسّران اين دو را مربوط به كيفر دنيوى كفّار دانسته و آن را نوعى تهديد در از دست دادن قوّه بينايى و يافتن راه خانه و كسب و كار دانسته اند.
۲- فكر نكنيد آن چه داريد بايد داشته باشيد يا جاودانه خواهيد داشت، از قهر و غضب الهى و تغيير نعمت ها غافل نباشيد. �لو نشاء طمسنا�
برمال ومنال خویش غره مشو ...این به شبی برند آن را به تبی
۳-- علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد. قبل از نزول عذاب بايد از لجاجت دست برداشت. �لو نشاء... لو نشاء...�
۴-- هر مكانى مى تواند ظرف قهر خدا باشد. �على مكانتهم�
۵- قهر خدا كه آمد احدى توان تحمّل ندارد. �فما استطاعوا...�
۶- سنّت خداوند، آزاد گذاشتن انسان ها است تا از راه ديدن و شنيدن حقايق ايمان بياورند، نه آنكه از طريق قهر و اجبار و فشار ايمان آورند. �لو نشاء لمسخناهم� (حرف �لَو� نشانه آن است كه سنّت خداوند، مسخ و زمين گير كردن مردم نيست.)
و در این حال، وحشتى فوق العاده آنها را فرا مى گیرد، مى خواهند از راهى که معمولاً از آن مى رفتند بروند و بر یکدیگر پیشى گیرند، اما چگونه مى توانند ببینند ؟! (فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ فَأَنّى یُبْصِرُونَ).
آنها حتى از پیدا کردن راه خانه خود، عاجز خواهند ماند، چه رسد به این که: راه حق را پیدا کنند و در صراط مستقیم قدم بگذارند!
۷- اين آيه نمونه اى از اين دگرگونى را در مورد سالمندان بيان مى كند
�ننكّسه� از �تنكيس� به معناى واژگون كردن و مراد از آن بازگشت انسان به حالت كودكى است. علمش به جهل و فراموشى تبديل مى شود، قدرتش رو به ضعف مى رود و سعه ى صدرش به زود رنجى مى رسد، حسّاسيتش زياد و اشكش روان مى شود
۸- عمر به دست خداست. �نعمّره�
داستان اجل
از مرحوم حاج غلامحسين مشهور به تنباكو فروش ، شنيدم كه گفت از مرحوم آقاى حاج شيخ محمد جعفر محلاتى شنيدم كه فرمود هنگام مرض مرحوم حجة الاسلام شيرازى ، حاج ميرزا محمد حسن ، عده اى از بزرگان علما، اطراف بسترشان بودند و مى گفتند در هريك از مشاهد مشرفه مخصوصا در حرم حضرت سيدالشهداء عليه السلام و در اماكن متبركه مخصوصا در مسجد كوفه عده اى از اخيار معتكف شده اند و شفاى شما را از خداوند خواهانند وصدقه هاى بسيارى براى سلامتى حضرتت داده شده است و ما يقين داريم كه از بركات دعاها و صدقه ها خداوند شما را شفا مى بخشد و براى مسلمانان نگاه مى دارد.
مرحوم ميرزا پس از شنيدن اين كلمات ، اين جمله را فرمود:((يا مَنْ لا يَرُدُّ حِكْمَتَهُ الْوَسائِلُ))، گويا آن جناب ملهم شده بود كه اجل حتمى ايشان رسيده و بايد رفت و لذا اشاره فرمود كه اين وسيله ها جلوگيرى از ((حكمت حتمى الهى )) نمى كند.
داستان هاى شگفت
۹- سنّت خداوند بر آن است كه پيرى همراه با شكستگى باشد. �نعمّره ننكّسه� گرچه آثار عمر طولانى به دست خداست. آن جا كه خداوند اراده كند، افرادى مثل نوح و مهدى عليهما السلام عمر طولانى مى كنند و شكسته هم نمى شوند.
۱۰- انسان هم بايد به فكر از دست رفتن نعمت ها باشد. �طمسنا، مسخنا� و هم به فكر ضعيف شدن آنها. �ننكّسه فى الخلق أفلا يعقلون
مجازات دردناک دیگر این که: اگر بخواهیم آنها را در جاى خود مسخ
۱۱-جمله فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ ممکن است، به معنى پیشى گرفتن از یکدیگر در پیدا کردن راهى که معمولاً از آن مى رفتند، بوده باشد، و یا به معنى منحرف شدن از راه و پیدا نکردن آن; چرا که بعضى از ارباب لغت گفته اند: جمله فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ به معنى جاوَزَوهُ وَ تَرَکُوهُ حَتّى ضَلُّوا است یعنى از راه گذشتند و آن را ترک نمودند تا گمراه شدند .(۵)
۱۲-ولى احتمال دیگرى، نیز وجود دارد، و آن این که: این آیات ناظر به مجازاتهاى الهى در روز قیامت است نه دنیا، در حقیقت به دنبال آیه قبل، که مى گفت: ما در آن روز مهر بر دهانشان مى گذاریم، در این آیات، به دو مجازات دیگر اشاره مى کند، که: اگر خدا بخواهد درباره آنها اجرا خواهد نمود:
نخست این که: چشمان آنها را نابینا کند تا نتوانند صراط یعنى طریق بهشت را بیابند، و دیگر این که: این افراد را که در دنیا فاقد حرکت در طریق سعادت بودند، در آن روز، به صورت مجسمه هاى بى روحى در آورد که در عرصه محشر حیران بمانند، نه راهى به سوى پیش و نه راهى به سوى عقب داشته باشند، البته، تناسب آیات، تأییدى است براى این تفسیر که گفتیم، هر چند اکثر مفسران تفسیر قبل را پذیرفته اند.(۶)
در اینجا گاه، روح و جسم مسیر خود را از هم جدا مى کنند، روح همچنان به تکامل خویش ادامه مى دهد، در حالى که عقب گرد جسم شروع مى شود، ولى سرانجام، عقل نیز سیر نزولى خود را شروع مى کند، و تدریجاً و گاه به سرعت، به مراحل کودکى باز مى گردد، حرکات، حرکات کودکانه و تفکر و حتى بهانه جوئى ها همچون کودکان مى شود، و ضعف جسمانى نیز با آن هماهنگ مى گردد، با این تفاوت که، این حرکات و روحیات از کودکان شیرین و جذاب است و نویدى است بر شکوفائى امیدبخش و مسرت آفرین آینده، و به همین دلیل کاملاً قابل تحمل است، ولى از پیران زننده و نازیبا و گاه تنفر آور و یا ترحم انگیز است.
۱۳-به راستى روزهائى فرا مى رسد، بسیار دردناک که عمق ناراحتى آن را به زحمت مى توان تصور کرد.
قرآن مجید، در آیه ۵ سوره حج نیز به همین معنى اشاره کرده، مى گوید: وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْم شَیْئاً: بعضى از شما آن قدر عمر مى کنند که به بدترین مرحله زندگى و پیرى مى رسند، آن چنان که چیزى از علوم خود را به خاطر نخواهند داشت (حتى نزدیکترین افراد خانواده خود را نخواهند شناخت!).
لذا، در بعضى از روایات، افراد هفتاد ساله به عنوان: اسیرُ اللّهِ فِى الأَرْضِ: اسیران خدا در زمین ذکر شده اند.(۷)
تا به آن مرحله نرسیده اید، خود را دریابید، و پیش از آن که نشاط و زیبائى به پژمردگى مبدل گردد از این چمن، گلها بچینید، و توشه راه طولانى آخرت را از این جهان برگیرید، که در فصل ناتوانى و پیرى و درماندگى هیچ کارى از شما ساخته نیست!
و لذا، یکى از پنج چیزى را که پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ابوذر توصیه فرمود همین بود که دوران جوانى را قبل از پیرى، غنیمت بشمار: اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْس شَبابَکَ قَبْلَ هِرَمِکَ وَ صِحَّتَکَ قَبْلَ سُقْمِکَ وَ غِناکَ قَبْلَ فَقْرِکَ وَ فَراغَکَ قَبْلَ شُغْلِکَ وَ حَیاتَکَ قَبْلَ مَوْتِکَ:
پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت بشمر، جوانیت را قبل از پیرى، سلامتت را قبل از بیمارى، و بى نیازیت را قبل از فقر، فراغت خاطر را قبل از گرفتارى و زندگیت را قبل از مرگ
اس
مقاله2986:جلوههایی از حقوق بشر در ادعیه اسلامی...
ما را در سایت مقاله2986:جلوههایی از حقوق بشر در ادعیه اسلامی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 70
تاريخ: چهارشنبه
6 دی
1402 ساعت: 14:07